بهمن
۱۳۹۴
۱۲
یک مشت زبان نفهم و جانی
دیوانه و عقده‌ای... روانی
 
اندازه‌ی فهم، قدر ارزن
مصداق دقیق لفظ کودن
 
ظاهر که نگو! شبیه عنتر!
باطن که خدا به دور، بدتر!
 
از هر چه که سافل است، اسفل
ترکیب سه نقطه‌اند و انگل
 
هرگز نرسد به پای ایشان
در فتنه‌گری و مکر، شیطان
 
یا گرم چریدنند و مست‌اند
یا اینکه به فکر "چیز" هستند!
 
آل شکم‌اند و آل تنبان
رحمت به شعور و فهم حیوان
 
احمق‌تر از آنکه وصف گردند
با عقل، همیشه در نبردند
 
 
گور پدر سعود و آلش
بشمار که می‌رسد زوالش
بهمن
۱۳۹۴
۱۱
لعنت به جفا کردن شورای سقیفه
لعنت به خلافت ، به ولیعهد و خلیفه
 
لعنت به رژیمی که شده نوکر کفار
لعنت به خبیثی که شده حاکم جبار
 
لعنت به هجومی که دهد بوی خیانت
لعنت به دلاری که شده خرج جنایت
 
لعنت به تمام سلفی های سعودی
لعنت به شیوخ عرب پست یهودی
 
لعنت به نشستی که شود حاصل آن جنگ
لعنت به سران عرب خائن صد رنگ
 
لعنت به در و پیکر اسلام دروغین
لعنت به تو ای مفتی خارج شده از دین
 
لعنت به تز داعش و وهابی ملعون
لعنت به تب توطئه در لابی صهیون
 
لعنت به تو ای قاتل حجاج برائت
لعنت به تحجر ، خفقان ، ظلم و شقاوت
 
ای خصم علی سایه ی شرت بشود کم
هیهات اگر شیعه سرش را بکند خم
 
انصار خدا فاتح میدان جهادند
دل را به دل گل پسر فاطمه دادند
 
این طایفه از تیزی خنجر نهراسد
جز سرخی خون رنگ مطهر نشناسد
 
امروز اگر شیعه کمی تحت فشار است
فردا سر عدوان علی بر سر دار است
 
بمبی زدی و بر تن طفلی شرر افتاد
"با آل علی هرکه درافتاد ورافتاد"
تیر
۱۳۹۴
۲۹
کنون رزم virus و رستم شنو 
دگرها شنیدستی این هم شنو
 
که اسفندیارش یکی disk داد
بگفتا به رستم که ای نیکزاد
 
در این disk باشد یکی file ناب
که بگرفتم از site افراسیاب
 
 
تیر
۱۳۹۴
۲۰

دکتری گفت که یکروز به دانشکده طب سر تشریح یکی جمجمه استاد بپرسید ز شاگرد که:این جمجمه از کیست؟ چو شاگرد بیامد جلو وجمجمه را کرد بسی زیر و زبر گفت: از آنجا که بسی چانه این جمجمه لق است گمانم که ز یک مشت زنی بوده که از بس که سر مشت زنی مشت به زیر دهنش خورده چک و چانه ی  او لق شده و محکمی مشت حریفان شل و ول کرده چنین چانه ی او را.

گفت استاد که هر چندچک و چانه این جمجمه لق است ولی صاحب آن مشت زن و بوکسور اگر بود چک و چانه او در عوض اینکه شل و ول بشود در اثر ورزش بسیار بسی محکم و استوار همی گشت.

در این بین به یک مرتبه شاگرد دگر خواست ز استاد خودش اذن و بیامد جلو و جمجمه را کرد بسی وارسی و گفت: گمانم که بود صاحب این جمجمه یک کاسب بازار و ز بس در سر هر چیز زده چانه چنین چانه ی او لق شده.

استاد بدو گفت که هر چند که از چانه زدن چانه ی اشخاص بسی لق شود اما نه بدین قدر ملقلق که شل و ول بکند چانه ی  آن عربده جو را. گشت شاگرد روان در سر جای خود و شاگرد دگر جست و گرفت اذن و بیامد جلو و جمجمه را پیش کشید و به سر و صورت وشکل و پک و پوزش نظری کرد و سپس گفت که این جمجمه بی شک تعلق به زنی داشته وین لق شدن چانه از آن است که هی از سر شب تا به سحر یا ز سحر تا سر شب ور زده با خاله و خانباجی و نفرین بنموده است به پشت سر هم شوهر خود را که برای چه مرتب ندهد خرجی و  هی خرج قر و رخت و لباسش نکند یا که چرا از سر او  وانکند شر هوو را!...

خرداد
۱۳۹۴
۲۸

بعد از مدتی چند تا فیلم از اشعار طنز براتون میزارم

شعر دری وری از سعید بیابانکی

http://hn14.asset.aparat.com/aparat-video/ada59bdc8e41c938e52ca82b61c9912c2004023__22021.mp4

قاسم رفیعا در مقابل رهبرر

http://hn8.asset.aparat.com/aparat-video/410b2846a67b32b86a37daaa5f632626828263__54205.mp4

شاعر لا ادری در انتقاد به صادرات

http://hn14.asset.aparat.com/aparat-video/b98d2d7eb5f76b87f71ba134c17291b62493613-230p__52186.mp4

خرداد
۱۳۹۴
۲۸
من هلاك تو و خاك زیر پاتم ، توپولوف!
من زمین خورده ي جعبه ي سیاتم ، توپولف!
کشته ي تیپ زدن و قد و بالاتم ، توپولوف!
قربون اون نوسانات صداتم ، توپولوف!
من هواپیما ندیدم این جوري ناز و ملوس
 
خرداد
۱۳۹۴
۲۸
الا اي کـودکی هیم کجایی؟
کجا شد راه و رسم آشنایی؟
اگـر از مخلصت جویـاي حالی
به غیـر از دوري ات (نبود="nabvad") ملالی
شوم قربان تـاي دسته دارت
منــم در حسـرت آن روزگارت
 
خرداد
۱۳۹۴
۲۸
غم مخور دوران بی پولی به پایان می رسد
دارد این یارانه ها استان به استان می رسد
مبلغش هر چند فعلا قابل برداشت نیست
موسم برداشت حتما تا زمستان می رسد
در حساب بانکی ات عمري اگر پولی نبود
بعد از این یک پول یا مفتی فراوان می رسد