خرداد
۱۳۹۴
۲۷
شاعري بال و پر نمی خواهد
 
شعر گفتن هنر نمی خواهد!
 
بعد سی سال رنج، فردوسی
 
لوح تقدیر اگر نمی خواهد!
 
بدهید اش به آدمی قانع
خرداد
۱۳۹۴
۲۶

گفتم غم تو دارم ، گفتا غمت سر آید

گفتم که ماه من شو ، گفتا که چاله دارد

گفتم زمان عشرت دیدي که چون سرآمد

گفتا به ساعت ما ، عشرت ادامه دارد

گفتم ز مهر ورزان رسم وفا بیاموز

 

خرداد
۱۳۹۴
۲۶

شاعر این مثنوي دیوانه نیست

با ریاضی خوانده ها بیگانه نیست

روز و شب خواب ریاضی دیده ام

خواب خطهاي موازي دیده ام

کاش در دنیا نشان از غم نبود

 

خرداد
۱۳۹۴
۲۶

"دانی کـــه چیست دولت ، دیدار یــار دیدن"

 یک چــــاي داغ لب سوز، با قند سرکشیدن

 عالی است با مکافات فوق لیسانس گشتن

 وانگه سماق هــا را با دوستـان مکیدن

 پز می دهی که بازار، از جنس هست لبریز

 

خرداد
۱۳۹۴
۲۶

دست از طلب ندارم تا این قَدر بخوابم

بگشاي در به رویم تا پشت در بخوابم

در طول روز خوابم، مانند جوجه چرتی

آیا شود که یک شب مثل بشر بخوابم؟

 

خرداد
۱۳۹۴
۲۶

عجب رسمیه رسم زمونه

 خونه مون عیدا پرمهمونه

 می رن مهمونا از اونا فقط

 آشغالِ میوه به جا می مونه

 

خرداد
۱۳۹۴
۲۶

نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس

 دیدم به خواب حافط توي صف اتوبوس

 گفتم : سلام حافظ ، گفتا : علیک جانم

 گفتم : کجا روي ؟ گفت : واالله خود ندانم

 

خرداد
۱۳۹۴
۲۴

کهنه رندی بود نام نامی‌اش بابا کرم

گه فروتن بود و گه انبانه فیس و ورم

دوخت هر دم کیسه و اندوخت دینار و درم

زیست عمری کامیاب و مالدار و محترم

چون زعهد کودکی تا آخرین ساعت که مرد

نان به نرخ روز خورد!

در جوانی مدتی لبّاده و دستار داشت

خرداد
۱۳۹۴
۲۴
گر چه گاهى با كمى اصرار،پيدا مى شود
هر چه مى خواهيد در بازار،پيدا مى شود

گر چه نرخش اندكى بالاست! در ايران دلار
كورىِ چشمان استكبار پيدا مى شود

 

خرداد
۱۳۹۴
۲۳

به نام خداوند نان آفرین

  و دندان و نان توامان آفرین

خداوند اقشار شاسی بلند

 و بیچاره‌ها را ژیان آفرین

از این خاک سهمی به ما داده است

خداوند آبونمان آفرین

خداوند لبخند و شوخی و طنز

خداوند شیرین بیان آفرین